گل پسر من علي گل پسر من علي ، تا این لحظه: 17 سال و 3 ماه و 10 روز سن داره
محمد سبحان گلممحمد سبحان گلم، تا این لحظه: 12 سال و 3 ماه و 10 روز سن داره
مجتبی جانممجتبی جانم، تا این لحظه: 10 سال و 5 ماه و 10 روز سن داره

♥♥♥خود عشق♥♥♥

منشي تلفن

علي كوچولو علاقه زيادي به صحبت با تلفن داره . براي همين هر وقت تلفن زنگ ميزنه سريع به سمت تلفن ميره و گوشي را بر ميداره . ديشب بابا مرتضي به من  گفت ، ظهر وقتي حمام رفته بودم تلفن زنگ ميزنه ، علي مثل هميشه تلفن را جواب ميده . مرتضي ميبينه كامل داره آمار ميده ، فكر كرده اينقدر گرم گرفته داره با خاله فاطمه  صحبت ميكنه . علي ميگفته : مامانم حمام رفته بابام هم تازه از سر كار اومده  خسته هست داره استراحت ميكنه ... بعد چند دقيقه گپ و گفت علي آقا ، بابا مرتضي بلند ميشه ببينه با كي داره صحبت ميكنه ... ميدوني كي بوده ... از شركتاي تبليغاتي برا آب تصفيه بوده كه داشته با علي اقا صحبت ميكرده ... ...
15 اسفند 1391

هفته اي كه برايم سپري شد

خدا را شكر ... در هفته اي كه گذشت خانوادگي سرما خورديم و حداقل دوبار هر كداممان دكتر رفتيم .... بعد از بيش از 10 سال كه  آمپول نزده بودم ، آمپول خوردم و چون فشارم روي 6 بود برايم سرم داد . قراردادم با شركتي كه كار ميكنم رو به اتمام است .چند روزه كه ناراحتم چون شايد ديگه قراردادم را تمديد نكند ، براي همين اين چند روز حوصله نوشتن را نداشتم ، اما امروز همكارم گفت قراره قراردادم تمديد بشه .اينقدر خوشحال شدم كه ميخواستم پرواز كنم . خدايا تو بزرگي و رئوف خدايا هيچ كس نا اميد نباشه . انشاا...
15 اسفند 1391

علی در پارک

دیروز جمعه علی را بردیم پارک . توی پارک یه آقا پسر شیطون علی را هل داد خورد به میله . سرش کبود شد . اینم ساعت آفتابی پارکه اینم اولین شکوفه های بهاری که توی پارک دیدیم ...
12 اسفند 1391

سالگرد ازدواج خاله فاطمه

به مناسبت سالگرد ازدواج خاله یه کیک درست کردم .نمیدونید تا وقت خوردن علی آقا ما رو دیونه کرد . همش میگفت مامان کیک میخوام کیک می خوام .جالب اینجاست وقتی براش تو بشقاب گذاشتم فقط شکرای سبز روی کیک را خورد و لب به کیک نزد . این اولین کیک خامه ای منه . ...
12 اسفند 1391